![]() |
![]() |
|
| .: من قلب ندارم :. |
|
سلام ، بچه ها ... اون اتفاقی که نباید می افتاد ...... افتاد.
یه اتفاق بد ، ... نه، نه ... خوب، ... نمی دونم! شاید دیگه اصلا از اینترنت استفاده نکنم ... شاید دیگه تو این وبلاگ چیزی ننویسم. ... شاید دفعه ی دیگه که تو این وبلاگ چیزی مینویسم ، تو تهران ... یا حتی تو ایران نباشم. معنی جمله ی قبلی رو فکر میکنم مجید از همه بهتر بدونه! آخه قبلا من و مجید یه قرارایی با هم گذاشتیم. اینم آخرین پست من ... تا اطلاع ثانوی(البته تو این بلاگ) تو مرا می فهمی بدرود ... با غمگین ترین آواز شادی !!! محسن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 13:20 توسط |
|
|
اولا: آرزو من اصلا خوشم نمی آد به افراد خانوادم توهین کنی(واقعا این رو میشه به حساب بی فرهنگی گذاشت و من دوست ندارم درباره ی دوست رفیقم (محسن) این طور فکر کنم )
دوم : محسن اصلا برای شوخی اون رو ننوشتم که اون چرت و پرت رو نوشتی من هم با نوشتن پرت و پلا میتونم به شما و رفیقات توهین کنم . سابقه ی برادرم : سه سال شرکت در کلاس های آواز کلاسیک.کرال و سلفژ دکتر اسفندیار قره باغی ( رئیس انجمن آواز کلاسیک ایران) یک سال شرکت در کلاس آواز پاپ و سلفژ حمید پناهی سه سال عضویت در گروه کر سمفونیک تبریز یک سال عضویت در ارکستر ملی رودکی تبریز دو سال عضویت در ارکستر کلاسیک شهریار اینها اصلا شوخی نیست که شما اون مطالب رو نوشتید .(محسن میتونی بری از داود عالی نژاد بپرسی) همچنین اصلا خوشم نمی آد مطالبی که من مینویسم بدون اجازه پاک کنی. پسر زشت |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 21:1 توسط محسن |
|
|
بهروز ... چه حسی داری از اين كه حس موسيقی شناختی رو در من برانگيختی؟ خوب... از اين به بعد بعضی وقتا از موسيقی هم يه چيز يادتون ميدم. یکی از آهنگام رو هم براتون میزارم ... البته حجمش زیاده بعدا تبدیلش میکنم میزارم تو بلاگ. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 7:6 توسط |
|
|
بگوييد که بر گورم بنويسند زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت مهربان بود ولی مهر نورزيد طبيعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد در آبگير قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نيافت در زندگی احساس تنهايی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد و خلاصه بنويسيد. زنده بودن را برای زندگی دوست داشت نه زندگی را برای زنده بودن... کاملا مثل زندگی من(البته با یه کم تفاوت!) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 7:2 توسط |
|
|
بچه ها برادرم ۱۰ تا از ترانه هاشو برده وزارت ارشاد برای آلبومش فکر میکنید چند تاش تایید شده تازه این فقط ترانه هاس باید مجوز آهنگاشم جدا بگیره و.... البته قبل از پاسخ گویی به شرایطی که آقا محسن نوشته دقت کنید .
پسر زشت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 11:48 توسط محسن |
|
|
به نقل از بی بی جون(بی بی سی) وزارت ارشاد در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبني بر مميزی شديد و عدم ارائه مجوز نشر به آن، جوابيهای بدين شرح صادر نمود شعر فوق بنابهدلايل زير، قابليت دريافت مجوز چاپ ندارد عدم رعايت قواعد ادبی: هر انسان بالغی متوجه اين مساله میشود که دو کلمه توتوله و چهجوره همقافيه نيستند و به همين دليل کل شعر زير سوال میرود ترويج فحشا: واژه توتوله با يک کلمه بسيار زشت همقافيه و هموزن است وابستگي به اجانب: گاو حسن خواننده را به ياد فيلم گاو اثر داريوش مهرجويی مياندازد و چون مهرجويی از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهيونيزم است به نظر میرسد که شاعر اين شعر نيز با وی همدست میباشد بدآموزی: کلمه پستون مصداق کامل بدآموزی بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نيز تحريک احساسات و عواطف و باقی چيزهای ملت هميشه در صحنه میشود نشر اکاذيب: شاعر ميگويد گاو حسن شير ندارد در حاليکه در بيت بعدي از صادرات شير اين گاو به هندوستان حرف میزند. گاوی که شير ندارد چگونه شيرش را به هندوستان صادر میکنند؟ بيتوجهي به منافع ملی: هندوستان در پرونده هستهای کشورمان بارها نامردی کرده است. بنابراين شاعر موظف است به جای صادرات شير به هندوستان، آن را به برادرانمان در ونزوئلا، فلسطين و لبنان تقديم کند اقدام عليه امنيت ملی: ستاندن يک زن کردي و گذاشتن يک اسم ترکی روی آن (عمقزی)، باعث تحريک قوميتها و اخلال در امنيت ملی میشود تشويق به بی حجابی: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روی سر در حاليکه چادر تنها نوع حجاب محسوب میشود، مصداق ترويج بدحجابی است عليرغم تمامی ايرادات وارده، از آنجاييکه دغدغه اصلی ما آزادی بيان و انديشه است لذا تصميم گرفتيم مجوز نشر شعر مذکور را با تغييراتی اندک! صادر کنيم اتل، متل، زباله / گاو قلی باحاله! با تشکر: وزارت فرهنگو ارشاد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 8:4 توسط |
|
|
فردي در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کردهاست و سعی در بردن جايزه صد ميليون تومانی آن دارد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 7:58 توسط |
|
|
سلام خوبید
آقایون و خانوم هایی که به ما سر میزنن و از خارج از ایران این کار را میکنن لطف کنن برامون حتما نظر بذارن و بنویسن چه طوری وارد وبلاگ ما شدن من داشتم آمار وبلاگ میدیدم این رو دیدم: 615 96.54% 5 0.78% 5 0.78% 2 0.31% 1 0.15% 1 0.15% 1 0.15% 1 0.15% 1 0.15% 1 0.15% 4 0.62% 637 100% |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 7:41 توسط محسن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اگر صميمانه و با عشق و ايمان
يک برگ ، يک شاخه گل و يا يک انديشه نيک را به خدا تقديم کنيم ، خدا آنها را مي پذيرد . خدا از ما کارهاي بزرگ نمي خواهد . هديه هاي کوچکي که با فروتني ، سادگي و ايمان عشق تقديم شوند ، نزد خدا عزيز خواهند بود . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 23:39 توسط |
|
|
يه كم به نظرات برسيم ...
azarakhsh ... mamnoonam ke be ma sar mizani vali chera nazar nemidi?... nazar bedeh khob?!!! ميبينم كه...... ديگه نظر مظر نيست ... ما كه رفتيم ... نبوووود؟ رفتيماااا راستي ... يه چيزي: من الان دارم ميرم مهموني احتمالا امروز و فردا ديگه نميتونم مطلب پست كنم ... نظرتون چيه؟ ... از شر مزخرفات من خلاص ميشيد ...نه؟ فعلا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 23:38 توسط |
|
|
سلام
خوب من هم بعد از مدت ها اومدم حال كنيد اين قدر ما هچي ننوشتيم همه فكر ميكنن اين وبلاگ وبلاگه محسنه البته اين كه من چيزي نمينويسم تقصير آقا محسن ميباشد چون ايشان به من يك آنتي ويروس دادن كه ويروس كامپيوترم رو بكشم كه بتونم بيام اينترنت اما پس از نصبش ديگه سيستم بالا نميآد الان مجبورم از كامپيوتر عموم استفاده كنم. در ضمن آقا محسن تبحر خاصي در تحريف و ر... آثار بزرگ ادبي جهان دارن كه ما از اين نعمت محروميم اين جاست كه شاعر ميگه: كار هر مرد نيست تحريف كردن شعر خوب ميخواهد محسن نامي كهن
پسر زشت (پسر خوب سابق) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 10:38 توسط محسن |
|
|
رو يه نيمكت، وسط يه پارك خلوت، منتظر كسی هستم ...از وقت استفاده ميكنم ... دارم خاطراتم رو مرور ميكنم با بعضياش ميخندم ... با بعضياش يه قطره اشك ميريزم ... (ولی ميدونم اگه خاطرات تلخ نبودن منم الآن اينجا نبودم ...) خاطرات شيرين مثل آجر تن من رو ميسازند و اين خاطرات تلخ هست كه درست مثل چسب خاطرات شيرين رو بهم ميچسبونه تا روح من رو تشكيل بدهند.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 10:6 توسط |
|
|
سلام دوستان مطلب اول (يه كم شخصي) راستش من فكر ميكردم خوب ميشناسمش ... ولي انگار اشتباه ميكردم. ... ميدونيد ... من هنوزم باورم نميشه. ديروز تو خيابون با يكي از دختراي محل ديدمش ، پسر عمم رو ميگم ،...من باب ادبيات (!)رفتم يه سلامي عرض كردم...و خودم رو معرفي كردم(به دختره ... چون پسر عمم كه منو ميشناخت ... نه؟ !!!) پسر عمم هول (حول)شد ... بعد معرفي كرد ... "نامزدم شيدا (يا يه اسمي شبيه همين ... مثل شيوا ، شهلا، ... يادمه توش "ش" داشت)" من دهنم وا موند ... آخه منو پسر عمم با هم اين حرفارو نداشتيم ... اگه قرار بود بره خواستگاري كسي ... اول من بايد خبردار ميشدم... اون موقع نفهميدم چرا ... هيچي نگفتم ... فقط براشون آرزوي خوشبختي كردم. ديروز بعد از ظهر از يكي از دوستام شنيدم دو سه روز پيش با دختره خوابيده!و يك نفر اين قضيه رو به عمم اينا گفته اونا هم بخاطر برخي مسايل! دختره رو برا پسر عمم خواستگاري كردن.
براتون كلي خاطره از مشهد دارم ... يكيشو مينويسم : |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 7:56 توسط |
|
|
در حكايت است از خواجه محسنِ سمپاد نشان - خدايش در بهشت كناد! - كه:
جوانكي تيز هوش را شبي الهام افتادندي " كه بر توست ، تصحيح جوامع سمپاد" صبح هنگام ، ياران را حكايت دوش بازگفتي ... هركسي را بخشي گفتي تا به كمال رساندندي، گويي در انديشگاه وي گنجاندندي ! چه وي را آرام و قراري نبودي تا چگونه اين طاعت با مطاوعت تزين يابد. نقل است كه وي را پي تفكرات مبهم ... هرچه سعيش بهتر ، كشتش كهتر افتاد.تا تصميم بر ترك ديار گرفتنديو اندي بدور از جماعت گرانجانانِ بي خرد(سمپاديان را نشان!)در زي اهل صلاح روزگار به بطالت گذاشتندي ... زان پس هركه را شبانگاه اصغاث احلام بديده افتد كه "بر توست تصحيح جوامع سمپاد" با ياد جوانك منقول روزگار سپردندي و ككش گزيدن نكردي- به تضمين است كه : ولش كن بي خيال ، درست نميشه! ره صد ساله ، يك شب طي نميشه پيام غير اخلاقي(!): |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 13:1 توسط محسن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سين... به زيبايي سلام
لام... به افتخار لياقت داشتنت الف... به شيريني آمدن ميم... به پاکي معرفت و عشق و... س ل ا م |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
| پیوندها |
|
پسر بد پسر خوب پسر زشت آرزو پریا آفتاب كميل زيبا |
|
RSS
|