تبليغاتX
پسری که سمپادی بود
.: من قلب ندارم :.
سلام, سلام زندگي كوتاه من!

باز هم دلم گرفته... آمده ام تا سخت ترين لحظاتم را در آغوش تو باشم! آمده ام تا دلتنگيم را برايم آسماني بنويسي! تنها تو دركم ميكني... اين روزها با آشفتگي خو گرفته ام. تنها آغوش توست كه آرامش را به دل آشفته ام باز ميگرداند... تو را هم آغوش دل تنگم ميپرستم... اين روزهايم را با چه كسي جز تو ميتوانم بگويم?!

بهترينم, تنها تو آرامش را به من هديه كرده اي... خسته ام... به اندازه ي تمام خستگي ها... به اندازه ي زندگي خسته ام.

‏ مهربانم, تو را تنها دليل خويش ميبينم... نجاتم بده, از دلتنگي ها رهايم كن, زندگيم را معني ببخش! هرگز تنهايم مگذار, ميترسم! از تنهايي ميترسم... از سكوت, از فراموشي ميترسم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 1:27  توسط محسن | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سين... به زيبايي سلام
لام... به افتخار لياقت داشتنت
الف... به شيريني آمدن
ميم... به پاکي معرفت و عشق
و... س ل ا م

نوشته های پیشین
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
پسر بد
پسر خوب
پسر زشت
آرزو
پریا
آفتاب
كميل
زيبا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM