تبليغاتX
پسری که سمپادی بود - 104
.: من قلب ندارم :.
عشق من، همدم تنهايي ها، مهربانترين! روزهايم را به خاطر بسپار! خاطرات دورتر ها را به ياد آور، روزهاي شادي! روزهاي سبز، روزهاي روشن! دفتر تنهايي ام را ورق بزن! با من باش! برايم بخوان! صبر كن! چشم هايم به تاريكي، به زردي، به خزان عادت كرده! روزهاي بر باد رفته ام را فرياد بزن! دفتر خاطرات من، مهربانم! همدمم! با من باش! بخاطر بسپار! اين روزهايم را بنويس... فردا، روزهايم را از تو ميخواهم! دفترم، سكوتت را بشكن... بخوان! فقط بخوان! از دورترها بخوان... از كودكي هايم، از بازي، نشاط، خنده... از روشني هايم بخوان. از آرزوهايم بگو! از آرزوي نگاهي مهربان، از آرزوي نوازش، محبت، توجه، عشق. چشم هايم خيس است، قطره ي اشكم را ببين! همينجا! همين لكه! نگاه كن، ميبيني؟! كنارش نوشته ام "باز هم دلم تنگ شده!" يادت هست؟! آن شب هم دلم تنگ شده بود. دلتنگي هايم را تنها با تو گفتم، رويا هايم را با تو ديدم و بس! برترينم، اشكم را همه ديدند ولي تنها تو بودي كه دليلش را فهميدي!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 14:4  توسط محسن | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سين... به زيبايي سلام
لام... به افتخار لياقت داشتنت
الف... به شيريني آمدن
ميم... به پاکي معرفت و عشق
و... س ل ا م

نوشته های پیشین
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
پسر بد
پسر خوب
پسر زشت
آرزو
پریا
آفتاب
كميل
زيبا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM